♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

زندگی شبیه شعریست

قافیه هایش با من ،  ” تو ” فقط همیشه ردیف باش !

.

.

.

گل اگر چشم خودش باز کند خواهد مرد / ماه در اوج غرورش به زمین خواهد خورد

چون به زیبایی تو حسرت ، عالم خوردند / برق چشمان تو روح از تنشان خواهد برد . . .

.

.

.

انسانهای خوب همانند گلهای قالی اند

نه انتظار باران را دارند و نه دلهره ی چیده شدن ، دائمی اند !

.

.

.

دیـگـــر نه اشـکـــهایــم را خــواهـی دیــد

نه التـــمـاس هـــایم را

و نه احســـاســاتِ ایــن دلِ لـعـنـتـی را…

به جـــایِ آن احســـاسی که کُـــشـتـی

درخـتـی از غــــرور کـاشـتم…

.

.

.

دلی که شکستی را گچ چاره نکرد ، گل گرفتمش . . .

.

.

.

با یاد تو این ستاره ها رنگی بود / این دفتر خاطرات من سنگی بود

از درس کلاس عاشقی سهمم باز / یک زنگ فقط دوری و دلتنگی بود . . .

.

.

.

دیگری جز تو مرا این همه آزار نکرد / آنچه کردی تو به من هیچ ستم کار نکرد . . .

.

.

.

لعنت به همه ی قانون های دنیا که در آن شکستن دل پیگرد قانونی ندارد . . .

.

.

.

تا دیروز ، هرچه می نوشتم عاشقانه بود

از امروز ، هرچه بنویسم صادقانه است

عاشقانه دوستت دارم  . . .

.

.

.

یه رابطه از اونجایی خراب میشه که

تو ناراحتش کنی و یکی دیگه آرومش  . . .

.

.

.

سرد بودنم را بگذار به حساب گرم بودنت با دیگران . . .

.

.

.

بهانه میتراشی و مرا عذاب میدهی / به روح بی قرار من تو اضطراب میدهی

دلم پر از گلایه ها ، تنم اسیر درد و خون / ولی تو قهر با دلم برای لحظه ی مکن . . .

.

.

.

به همون اندازه که ماهى دوست نداره برسه به خشکى دوست دارم . . .

.

.

.

کاش نامت را با خط بریل مینوشتند

صدا کردنت کافی نیست ، شکوه اسم تو را باید لمس کرد !

.

.

.

سفری به دور دنیاست ، وقتی دستانم تا انتها ، رویت را نوازش می کنند . . .

.

.

.

دلی دارم ز جنس سنگ و شیشه / چنان مهرت به جانم کرده ریشه

که در شش گوشه ی قلبم نوشته / عزیزم ، دوستت دارم همیشه . . .

.

.

.

دلم چندین سال است روزه ی عشق گرفته است ! اذان افطارش را تو بگو

.

.

.

تنهایی یعنی :

ذهنم پر از تو و خالی از دیگران است ، اما کنارم خالی از تو و پر از دیگران است !

.

.

.

در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟

مثل آرامش بعد از یک غم ، مثل پیدا شدن یک لبخند

مثل بوی نم بعد از باران ، در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟

من به آن محتاجم !

.

.

.

دل آرام را بی تاب میکنی ، دل بی تاب را آرام

آخرش نگفتی:

تو ، دردی یا درمان ؟

.

.

.

اگر دو نفر لبه پرتگاهی باشند کدومشون رو نجات میدی !؟

اونی که خیلی دوستش داری ؟

یا اونی که خیلی دوست داره ؟

.

.

.

ز تلخی سکوتت من چه بگویم / همان بهتر که از غم ها نگویم

تو کاری کرده ای با بی وفایی / دگر از عشق خود با کَس نگویم . . .

.

.

.

می دانی … !؟ به رویت نیاوردم … !

از همان زمانی که جای ” تو ” به ” من ” گفتی : ” شما “

فهمیدم

پای ” او ” در میان است  . . .

غربت دیرینه ام را با تو قسمت می کنم / تا ابد با درد و رنج خویش خلوت می کنم

رفتی و با رفتنت کاخ دلم ویرانه شد / من در این ویرانه ها احساس غربت می کنم

.

.

.

 

آرزو دارم بهاران مال تو / شاخه های یاس خندان مال تو

آن خداوندی که دنیا آفرید / تا ابد همراه و پشتیبان تو  . . .

.

.

.

جملات زیبای عاشقانه

هیچ میدانی ؟

تا تو در آغـوش من گل نکنی‌

این بهار ، بهار نمی‌‌شود . . .

.

.

.

 

سلام بر آنان که لایق سلامند / یک رنگ و یکدل و یک مرامند

هم گلند هم گنجینه هم دوست / هرچه از وی تعریف کنی نیکوست . . .

.

.

.

دوبیتی های عاشقانه

برو ای خوب من، هم بغض دریا شو ، خداحافظ

برو با بی کسی هایت هم آوا شو ، خداحافظ

تو را با من نمی خواهم که “ما” معنا کنم دیگر

برو با یک “من” دیگر بمان “ما” شو، خداحافظ . . .

.

.

.

جاگذاشته ام دلی

هرکه یافت

مژدگانی اش تمام  “زندگی ام” . . .

.

.

.

متون عاشقانه بسیار زیبا

عشق تصمیم نیست ، یک احساس است

 اگر ما میتونستیم تصمیم بگیریم که چه کسی را دوست داشته باشیم

  بعد از آن یک زندگی بسیار ساده و معمولی داریم

و از زندگی عاشقانه و جادویی سهمی نمیبریم . . .

.

.

.

لباس هایم که تنگ می شد

می بخشیدم به این و آن

ولی دل تنگم را ، حالا

چه کسی می خواهد !؟

.

.

.

خوشحالم که ساعتها را جلو کشیده اند

حالا یک ساعت کمتر از همیشه نیستی !

.

.

.

عطرهای خوب ، شیشه خالی شان هم بعد سال ها هنوز عطر می دهد

درست مثل جای خالی تو . . .

.

.

.

دلم برای سادگی ام میسوزد وقتی

دستانت را برایم مشت میکنی

میپرسی: گل یا پوچ ؟

در دلم میگویم : دستهای تو . . .

.

.

.

پیانیست نیستم

خوب می نوازد انگشتانم اما

اگر بر تن تو

نوازشگر شوند . . .

.

.

.

بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی ؟

دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی ؟

آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو

زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی ؟

.

.

.

طعم سیب میدهد لب هایش و من گناهکارترین حوّای زمینم

بهشت همینجاست ، در آغوش تو با لب های ممنوعه ات . . .

.

.

.

در انتظار تو

کاسه ی صبر که هیچ

صبر کاسه هم لبریز شد . . . !

دوستت دارم

.

.

.

هر چه گویم عشق را شرح و بیان / چون به عشق آیم خجل مانم از آن

گرچه تفسیر زبان روشنگر است / لیک عشق بی زبان زان خوشتر است . . .

.

.

.

عشق ،یعنی که تکان خورده و سرپا بشویم

زورکی هم که شده در دل هم جا بشویم

آنقَدَر صبر که شاید علفی سبز شود

پای هم پیر شویم و متوفّی بشویم !

.

.

.

کتاب آغوشت

سوره ی لب هایت

آیه ی بوسه هایت

آنچنان پای بندم به این کیش

که هزار شیطان نمی توانند

لحظه ای

ذره ای

ایمانم را سست کنند . . .

.

.

.

من

دهقان فداکاری شده ام ، که تمام وجودش را به آتش کشیده روبرویت

و تو

قطاری که چشم  دیدن مرا ندارد . . .

.

.

.

زندگی شطرنج دنیا و دل است / قصه پررنج صدها مشکل است

شاه دل کیش هوسها میشود / پای اسب آرزوها در گل است

فیل بخت ما عجب کج میرود / در سر ما بس خیالی باطل است

ما نسنجیده پی سرباز او / غافل اینکه او حریفی قابل است

مهره های عمر من نیمش برفت / مهره های او تمامش کامل است . . .

آن نازنین کجاست که یادم نمیکند / صد غم به سینه دارم و شادم نمیکند

یک لحظه آنکه بی من هرگز نمی نشست / امشب به یاد کیست که یادم نمیکند . . .

.

.

.

میگن دوره اربابی تموم شده

پس تو اهل کدوم تباری که ما هنوز غلامتیم !؟

.

.

.

امروز روز ملی گلها ست

“روزت مبارک”

این پیام رو برای تمام کسانی که عطر شون رو دوست داری بفرست.

.

.

.

 

گفت مجنون گر همه روی زمین / هر زمان بر من کنندی آفرین

من نخواهم آفرین هیچ کس / مدح من دشنام لیلی باد و بس . . .

.

.

.

لبریز غزل بیا همی آهسته / چون آیه بخوان مرا کمی آهسته

آهسته مرا رها بکن از سر عشق / تا در تو رها شوم دمی آهسته . . .

.

.

.

ما هرچه دویدیم به مقصد نرسیدیم / از عشق به جز مزه ی تلخش نچشیدیم . . .

.

.

.

دیری است ندیده ام من الماس تنت

عابــر نشـــدم به کــــوچه یاس تنت

تبریز چـــــرا شده است فصل تن تو

خـــــواهم برسم به بندر عباس تنت !

.

.

.

گرچه کردم ذوقها از آشناییهای او / انتقام از من کشید، آخر جداییهای او . . .

.

.

.

نقش ِچشمان ِخمارت ، چه کشیدن دارد ! / سایه ساران ِدو زلفت ، چه لمیدن دارد !

آن قدر خوب و ملیحی که به یک جرعه نگاه / حس مستی لبت طعم چشیدن دارد . . .

.

.

.

بی رویت آینه کدر خواهد شد / آهم در شهر منتشر خواهد شد

چون بمبی ساعتی دلم در سینه / با تاخیر تو منفجر خواهد شد . . .

.

.

.

هیچ میدانی ؟

جای قول و قرارهایمان امن است ، زیر پاهای تو !

.

.

.

گهگاهی سفری کن به حوالی دلت

شاید از جانب ما خاطره ای منتظر لمس نگاهت باشد . . .

.

.

.

پر است خلوتم از یاد عاشقانه او / گرفته باز دل کوچکم بهانه او

نسیم رهگذر این بار هم نیاورده / به دست قاصدکی نامه یا نشانه او . . .

.

.

.

شاهزاده ی عشقی که غلامت شده ام / پابند تو و اسیر دامت شده ام

گویند کبوتری وفادار تر از طوقی نیست / طوقی صفتم ، جلد مرامت شده ام . . .

.

.

.

نگی که ما گداییم / نگی که بی وفاییم

ما اهل هر کجاییم / مخلص بعضی هاییم !

.

.

.

اگر چه عاشقی پر شور بودیم / به خود نزدیک و از هم دور بودیم

شب و روز از جدایی می‌سرودیم / من و تو وصله‌ای ناجور بودیم . . .

.

.

.

درد یک پنجره را پنجره ها میفهمند

معنی کور شدن را گره ها میفهمند

سخت است بالا بروی ساده بیای پایین

قصه ی تلخ مرا سرسره ها میفهمند

یک نگاهت به من آموخت که درحرف زدن

چشم ها بیشتر از حنجره ها میفهمند . . .

.

.

.

امشب شب رویای تو بود و تو نبودی / در دل همه آوای تو بود و تو نبودی

 دل زیر لب آهسته تمنای تو میکرد / در حسرت دیدار تو بود و تو نبودی  . . .

.

.

.

هر سحر آفتاب من بودی

همه شب ها شهاب من بودی

 ور شکستم بدون چشمانت

 تو تمام حساب من بودی . . .

.

.

.

دل تنگم و جز روی خوشت در نظرم نیست / در گیتی و افلاک به جز تو قمرم نیست

با عشق تو شب را به سحر گاه رسانم / بی لذت دیدار تو شب را سحرم نیست . . .

.

.

.

دل خوش میطلبم سیری چند ؟ / پای در بند به زنجیری چند ؟

با چنین باده و جامی ساقی / تو بگو عشق و صفا سیری چند . . . ؟

.

.

.

امشب ز غمت میان خون خواهم خفت / وزبسترِ عافیت برون خواهم خفت

باور نکنی خیال خود را بفرست / تا در نگرد که بی تو چون خواهم خفت . . .

.

.

.

قلب کال مـن

در فصل دست های تــو می رسـد

فصـلی برای تمـــــام رؤیــاها

دستــی برای تمـــام فصل ها . . .

.

.

.

من به زنجیر وفای تو اسیرم چه کنم

گر نیایی به خدا بی تو بمیرم چه کنم

در هوای غم عشق تو ز خود بی خبرم

که من از عشق تو محتاج و فقیرم چه کنم . . .

.

.

.

اشک خیمه زده بر صفحه ی چشم نگرانم

چنـد روزیسـت که دلواپسـم و بـد نگرانم

کوچه از رهگذر سرد غمت زار و گرفته ست

شب بی تابش ماه روی تو برده امانم . . .

.

.

.

کمی گیجم کمی منگم عجیب است

پریده بی جهت رنگم عجیب است

تو را دیدم همین یک ساعت پیش

برایت باز دلتنگم عجیب است !

.

.

.

مـــرا یک شــب تحمل کن که تا باور کنـی ای دوست

چگونـه با جنون خود مـدارا می‌کنم هـر شــب . . . !

.

.

.

دلم را ساده گیر آورده ای تو

نه مستاجر ، اسیر آورده ای تو

تمام رهن قلبت پیش پیش است

نگو بازم که دیر آورده ای تو….!

.

.

.

مایهِ اصل و نَسَب در گردش دوران زَر است / دائمآ خون میخورد تیغی که صاحب جوهر است

کُره اسب ، از نجابت از پس مادر رود / کُره خَر ، از خریت ، پیش پیشِ مادر است

دود اگر بالا نشیند کسرِ شأن شعله نیست / جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است

شصت وشاهد هردو دعوای بزرگی میکنند / پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است ؟

آهن و فولاد از یک کوره می آیند برون / آن یکی شمشیر گردد دیگری نعِلِ خر است

گر ببینی ناکسان بالا نشینند صبر کن / روی دریا کف نشیند ، قعر دریا گوهر است . . .


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






موضوعات مرتبط: ♥ اس ام اس عاشقانه ♥ ، ،

تاريخ : چهار شنبه 30 مرداد 1392 | 11:59 | نویسنده : امیرعباس |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.